تبلیغات
پرنده بی همدم - فریادها را خفه میكنند!
تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : امیر
کنکوری بودم!
درس خواندم دانشجو شدم!
حراست دانشگاه را دیدم!
استاد شهوت پرست را دیدم!
دانشجوی فقیر را دیدم!
...
حراست از کنار آقازاده ها فقط اجازه عبور داشت!
حراست برای ما حراست بود!
استاد ها فقط به سایز بر آمادگی ها نمره میدانند!
آقازاده کلاس که دختر نبود ، او دیگر چرا برگه سفیدش 20 میشد؟
رفیق فقیرم در فکر پول بلیطش بود، نیت خانه کرده بود!
آقازاده فکر تعویض ماشینش!
تفاوت را دیدم!
برچسب سیاسی خوردم!
فریادم را خاموش کردم!
هم خواب استاد که زمانی عشقم بود را تركش کردم!
سیگاری روشن كردم!
سیگار من بهمن بود!
سیگار آقازاده اصل بود!
مشروطی که شدم فهمیدم ، فریادها را خفه میكنند!
دیگر تصمیم گرفتم چیزی نبینم!


  • paper | بک لینک | خرید بک لینک